پست‌ها

شخص خودم کنار من نشسته

 شخص خودم کنار من نشسته شعرای خوشمزّه و تازه گفته گفته ببین خوشی داره میباره خوب میدونه که گفته هاش چه مفته گفته عجب حال و هوای خوبی چه روزگار با صفای خوبی ولی میدونه گفته هاش دروغه بد که نمیشه گفت بهش تو خوبی مجبوره شوخی کنه و بخنده صبر کنه تا نمک قشنگ بگنده مست کنه با خودش بگه خدایا کی میشه برگرده دوباره خنده؟ میشناسمش دارم بهش ارادت شد الکی خوشی براش یه عادت همینکه گاهی میبینم سرحاله خوشحالم و میخوام براش سعادت . #کوتوال_خندان

رفته است چوبی به ماتحتی فرو

تصویر
 رفته است چوبی به ماتحتی فرو کرده مفعولش ز نوبت گفتگو ، با تعارف بیخیال و خنده رو ، گفته ، ای استاد از دزدان بگو، گلّه وقتی مورد تاراج هست از کبابش کوه و در پُر گشته بو گفتگو از دزد‌ِ تنها بیخود است دزد و چوپان باهمند بی گفتگو .

بت پرستی کرده مردم را پرستش هیچگاه

 بت پرستی کرده مردم را پرستش هیچگاه از فرومایه تقاضا یا که خواهش هیچگاه با خداوتد جهان یکرنگ و یکرو بوده ام با ریاکاری نموده من نیایش هیچگاه .

بپرهیز از هرچه ناکردنیست

 بپرهیز از هرچه ناکردنیست میازار آن را که نازردنیست ، ز بدنام بدکاره دوری گزین ، که حاصل ز بدکاره ناخوردنیست.

دل و دماغ زمانه

تصویر
 دل و دماغ زمانه به قیر می ماند برای خسته زمین چون حریر می ماند در این زمان گرانی و فقر و بیکاری گچ از نگاه گرسنه پنیر می ماند . #احمد_یزدانی #سیدعلی_حسینی #آقامهران #شماسی

لیلای مجنون

تصویر
اوضاع زمان ما دگرگون باشد دلهای همه ز دست ما خون باشد با اینهمه دسته گل که دادیم به آب لیلای به ما رسیده مجنون باشد. #احمد_یزدانی #عبدالحی_شماسی #گذرخانی #برج_گذرخانی
 از هر طرف که نگاهت کنم ،وطن خواهم که جان به فدایت کنم،وطن پهناوری وَ نداری تو انتها جان را نثار صفایت کنم ،وطن مفتونِ عشقِ تو هستم و عاشقت دُرّ و گوهر به بهایت کنم ، وطن دارم زِ بوم و برت خاطراتِ خوش چشمان خود کفِ پایت کنم ، وطن #احمد_یزدانی شعله ورم باقیم سرد شوم نیستم
تصویر
 سرِ از جسم خود جدا شده ایم به امان خدا رها شده ایم هرچه پرسیده ما جوابی نیست مات و مبهوت و بینوا شده ایم نه صدائی نه حرکتی حرفی لال و ساکت و بیصدا شده ایم در نمیگیرد از کسی بحثی خوان یغمای قصّه ها شده ایم آلت دست دشمنان بشر بوده ارباب چون گدا شده ایم بس که کفران نموده نعمت را مورد خشم اولیا شده ایم در سخن آخر وفا هستیم در عمل مفت و بی بها شده ایم گشته غارت تمام ثروت ما خوار دزدان بیحیا شده ایم جز خدا نیست دیگر امّیدی خالقا رو به تو دعا شده ایم شکر خود را نصیب ما فرما ما به کفر تو مبتلا شده ایم چشم در راه و دست ها بالا شرمسار از خود خدا شده ایم.

کارستان

 خواهی که در این جهان کنی کارستان بایدکه نبوده همچو بیدی لرزان هرکس نتواند بنشیند نزدت ، دیدار تو باید که نباشد آسان

پیچ

 ما در زمان رد شدن از پیچ تاریخیم خورشید میتابد ولی ما شب و تاریکیم تاوان آن را داده اند مردم به بدبختی ، پیچی نپیچید و بدور خویش پیچیدیم .

نوکر جناب خان

 یکروز میسازد کند روز دگر ویران پاسخ نخواهد هیچکس از کرده در ایران وقتی نظارت نیست وضع ما چنین باشد قانون نباشد میشود نوکر جناب خان .

مدّعی

 هرکس که میبینی در اینجا مدّعی باشد بذر نفاق و دشمنی را هرطرف پاشد هر حرکتش تنها برای نفع شخصی هست هرگز بفکر صرفه ی مردم نمی باشد .

لجبازی

 پیداست دست تفرقه از زور او زاریم خوابیده ایم و خواب میبینیم بیداریم درگیر لجبازی و در دستش گرفتاریم در زیر آواریم با خود کُرکُری داریم .

خلقت انسان

 خلقت انسان شود بنیان تاوانی دگر بوده تاوان خلق انسان بهر بنیانی دگر گشته فرزندان هرکس امتداد خلقتش این سخن افزوده انسان را به حیرانی دگر راز بسیاری برای کهکشان خلقت است هرکسی باشد زبانی بهر عصیانی دگر عدّه ای لاجرعه نوشیدند ودلخوش گشته چون بیمشان باشد نباشد وقت بارانی دگر هرکسی تاوان نیکی یا بدی از ریشه اش کرده ها گردد زمینه بهر طغیانی دگر گفته شد از کرده های دیگران دیگر چرا؟ بوده همخون های هم جانی ز جانانی دگر نکته های آفرینش خارج از فهم بشر روح پاکیزه نشانی از گلستانی دگر چون درخت دانش انسان دهد باروبرش میشود بستر برای خلق ارکانی دگر .

دو قطبی های کاذب

 به هر سو پرکشیدم دیده ام من فضا تاریک و اوضاعش خراب است قدم را میگذارم در خیابان ، سخن های خلایق آب و تاب است گروهی دشمن پوشیدگی ها برای عدّه ای زیبا حجاب است گروهی مهربان همچون برادر ، خشونت عدّه ای را حال ناب است کسی که شغل او طرح عیوب است برای پاچه خواری در رکاب است دوقطبی های کاذب خنده دارد از اوّل تا به پایانش عذاب است بنزد باند سارق های مزدور هرآنکس دزد شد عالیجناب است خلاصه خنده دارد کار دنیا ، برای خودکشی شعرم طناب است. #احمد_یزدانی